میلاد با سعادت حضرت امام جواد (ع) مبارک
آن حضرت در مدینه به دنیا آمد . در مورد تاریخ ولادت ایشان چیزی که مسلم است این است که آن حضرت در سال 195 هجری به دنیا آمد اما در مورد روز ولادت ایشان اختلاف است. كلينى ، شيخ مفيد و شيخ طوسى تولّد آن حضرت را در ماه رمضان دانستهاند . ولی در دعایی که شیخ طوسی در مصباح آن را به واسطه ابن عیاش از شيخ ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی سومین نايب خاص امام زمان عليه السلام از آن حضرت نقل نموده، آمده است: «اللهم انى اسألك بالمولودين في رجب: محمّد بن علي الثاني و ابنه علي بن محمّد المنتخب؛ خدايا! از تو درخواست میكنم به حقّ دو مولود ماه رجب، محمّد بن على دوّم (امام جواد علیه السلام، و فرزندش على بن محمّد برگزيده (امام هادى علیه السلام » و ابن عياش خود ميگويد ولادت حضرت جواد(علیه السلام) در دهم ماه رجب بود .
در خانواده امام رضا عليه السلام و در محافل شيعه، از حضرت جواد عليه السلام، به عنوان مولودى پرخير و بركت ياد مىشد. چنانكه ابو يحيى صنعانى مىگويد: روزى در محضر امام رضا عليه السلام، فرزندش ابو جعفر را كه خردسال بود، آوردند. امام فرمود: «اين مولودى است كه براى شيعيان ما، با بركت تر از او زاده نشده است» .
مشهورترين لقب امام، «جواد» است و القاب ديگرى همچون: زكى، مرتضى، قانع، رضى، مختار، متوكل، منتجب نيز براى آن حضرت برشمرده اند. كنيه اش ابو جعفر است كه معمولا در روايات تاريخى ابو جعفر ثانى ذكر مى شود تا با ابو جعفر اول، يعنى حضرت باقر عليه السّلام اشتباه نشود.
در سال 203 كه امام رضا عليه السّلام به شهادت رسيد، شيعيان آن حضرت به علت اين كه تنها فرزند وى (امام جواد عليه السّلام) بيش از هشت سال نداشت، در نگرانى و اضطراب عميقى فرو رفتند. به نوشته برخى از مورّخان در اين جريان، شيعيان به حيرت افتاده و ميان آنان اختلاف پديد آمد؛ چنانكه شيعيان ديگر شهرها نيز متحيّر شدند. اين مشكل براى شيعيان، كه مهمترين ركن ايمان را اطاعت از امام معصوم دانسته و در مسائل و مشكلات فقهى و دينى خود به وى رجوع مى كردند، از اهمّيت بسيار برخوردار بود و نمى توانست همچنان لا ينحل بماند. البته براى شيعيان مسلّم بود كه امام رضا عليه السّلام فرزند خود امام جواد عليه السّلام را به جانشينى برگزيد، ولى مشكل ناشى از خردسالى آن حضرت، آنان را بر آن مى داشت تا براى اطمينان خاطر، به كاوش و جستجوى بيشترى در اين باره بپردازند. علّت پيدايش اين اختلاف، به نظر نوبختى، همين بود كه آنها بلوغ را يكى از شرايط امامت مىدانستند . به همین منظور امام با آوردن دلایلی ، شرط بلوغ برای امامت را رد کردند. برخی از این دلایل:
- نبوّت حضرت عيسى عليه السّلام در دوران شيرخوارگى
- اشاره به جانشينى سليمان از داود عليه السّلام، هنگامى كه هنوز كودكى بيش نبود و گوسفندان را به چرا مى برد، حضرت داود او را جانشين خود كرد، در حالى كه عبّاد و علماى بنى اسرائيل، اين عمل او را انكار مىكردند.
- نبوت يحيى بن زكريّا عليه السّلام در کودکی
شيعيان امامى از يك سو امامت را از جنبه الهى آن مىنگريستند و به همين دليل كمى سنّ امام هرگز نمى توانست در عقيده آنها خللى وارد آورد، اما از سوى ديگر آنچه اهميت داشت بروز اين وجهه الهى بود كه مى بايست در علم و دانش امامان عليهم السّلام باشد. در واقع امامان، پاسخگوى كليّه سؤالات شيعيان بودند. از اين رو آنان درباره تمامى امامان اين اصل را رعايت كرده و آنان را در مقابل انواع پرسشها قرار مى دادند و تنها موقعى كه احساس مى كردند آنان به خوبى از عهده پاسخ گويى به اين سؤالات بر مى آيند (با وجود نص به امامتشان) از طرف شيعيان به عنوان امام معصوم شناخته مى شدند.
با توجه به سنّ كم امام جواد عليه السّلام اين آزمايش از طرف شيعيان درباره آن حضرت ضرورت بيشترى پيدا مىكرد. بر اين اساس، در مواقع و فرصتهاى مختلف، آزمایشاتی را درباره آن حضرت به عمل آورده و پس از آن، اكثريت قريب به اتفاق آنان- جز اندكى- با اطمينان خاطر، امامت او را پذيرفتند.
امام جواد علیه السلام در مجموع دوران امامت خود با دو خليفه عباسى يعنى «مأمون» (193 – 218) و «معتصم» (218 – 227) معاصر بوده است و هر دو نفر او را به اجبار از مدينه به بغداد احضار كردند و طبق شيوه سياسى اى كه مأمون در مورد امام رضا به كار برده بود، او را در پايتخت زير نظر قرار دادند.
هنگامى كه مأمون بعد از شهادت امام رضا عليه السّلام در سال 204 به بغداد بازگشت، از ناحيه حضرتش اطمينان خاطر پيدا كرده بود؛ ولى اين را مىدانست كه شيعيان پس از امام رضا عليه السّلام، فرزند او را به امامت خواهند پذيرفت و در اين صورت خطر همچنان بر جاى خود خواهد ماند.اينك نوبت امام جواد عليه السّلام فرا رسيده بود تا به نحوى كنترل شود. مأمون براى انجام اين هدف، دختر خود را به عقد وى در آورد و او را داماد خود كرد. از همين رهگذر بود كه مأمون به راحتى مىتوانست از طرفى امام را در كنترل خود داشته باشد و از طرف ديگر آمد و شد شيعيان و تماسهاى آنان را با آن حضرت زير نظر بگيرد.بر اساس برخى نقلها، مأمون پس از ورود به بغداد- در سال 204- بلافاصله امام جواد عليه السّلام را از مدينه به بغداد فرا خواند.
مامون در هفده رجب سال 218 هق (120) يا شعبان سال 218 هق (121) مرد و برادرش معتصم كه نام وى محمد يا ابراهيم و كينه اش ابواسحاق بود به قدرت رسيد. او كه از نظر شخصيت فردى ، هرگز همتاى برادرش ماءمون خليفه عباسى نبود لذا هرگز تاب و ياراى مشاهده حضور فيزيكى امام نهم شيعيان جهان را نداشت تا چه رسد به اينكه بالندگى و نشاط غير قابل انكار تشيع را شاهد باشد.
چند نمونه از احادیث امام جواد (ع)
- الْمُؤمِنُ يَحْتاجُ إلى ثَلاثِ خِصالٍ: تَوْفيقٍ مِنَ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ، وَقَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُه» مؤ من در هر حال نيازمند به سه خصلت است: توفيق از طرف خداوند متعال، واعظى از درون خود و قبول و پذيرش نصيحت كسى كه او را نصيحت نمايد. »
- إيّاكَ وَ مُصاحَبَةُالشَّريرِ، فَإنَّهُ كَالسَّيْفِ الْمَسْلُولِ، يَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ يَقْبَحُ اثَرُهُ ؛ « مواظب باش از مصاحبت و دوستى با افراد شرور، چون كه او همانند شمشيرى زهرآلود، برّاق است كه ظاهرش زيبا و اثراتش زشت و خطرناك خواهد بود ».
- عِزُّالْمُؤْمِنِ غِناه عَنِ النّاسِ « عزّت و شخصيّت مؤ من در بى نيازى و طمع نداشتن به مال و زندگى ديگران است »
- خَفْضُ الْجَناحِ زينَةُالْعِلْمِ، وَ حُسْنُ الاْدَبِ زينَةُالْعَقْلِ، وَبَسْطُ الْوَجْهِ زينَةُالْحِلْمِ « تواضع و فروتنى زينت بخش علم و دانش است، ادب داشتن و اخلاق نيك زينت بخش عقل مى باشد، خوش روئى با افراد زينت بخش حلم و بردبارى است ».
- مَنْ لَمْ يَعْرِفِ الْمَوارِدَ اعْيَتْهُ الْمَصادِرُ « هر كس موقعيّت شناس نباشد جريانات، او را مى ربايد و هلاك خواهد شد»
Latest Comments